گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

خوش اومدین
گاه نگاری یا کرونولوژی علمی برای اختصاص رخدادها در تاریخ‌های دقیق وقوع آنهاست.
به عبارتی منظم کردن و چینش وقایع از ابتدا به انتها یا برعکس.
اما گاه نگاری من نه علمی است نه چینش خاصی دارد و فقط گاهی می نگارم!
با تشکر از ناردانه!

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

پیش به سوی ابیانه

جمعه, ۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۲۲ ب.ظ

هوا گرم و نیمه ابری بود، در مسیر ابیانه بودیم و تا نیمه های راه هم هنوز مطمئن نبودیم که راه را درست میرویم یا نه اما ناچار بودیم به نقشه و مسیریاب اعتماد کنیم. از کنار نیروگاه اتمی که گذشتیم مطمئن بودم که دیگر وسط ناکجا آباد هستیم و تا چشم کار میکرد هیچ موجود زنده ای دیده نمیشد و فقط نگرانیم از این بود که وارد منطقه ممنوعه شده باشیم و با موشک بزننمون.

بالاخره تابلوهایی از دور هویدا شد که بالاش نوشته بود ابیانه  22 کیلومتر! 

مسیر پیچ در پیچ و زیبایی که منتهی میشد به روستای ابیانه، جاده کم کم شلوغ شد و ماشین هایی هم با شتاب برمیگشتن. در ورودی ابیانه از هر ماشینی مبلغ ده هزارتومان ورودی دریافت میکردن که در نوع خودش جالب بود. کنار این ورودی تپه های بود که داخلشون دخمه هایی شبیه غار حفر شده بود، که هر کدام یک در و یک هواکش از بالا داشتن، که میگن متعلق به آدم کوچولو ها بوده! 


 به ابیانه رسیدیم و با زحمت در ابتدای روستا یک جای پارک پیدا کردیم و راهی روستای دیدنی و زیبای ابیانه شدیم.

باغهای نیمه عریان، با درختان تازه شکوفه داده، نسیم خنکی که میوزید و خبر از بهار میداد. دیوار های کاه گلیِ رنگ شده، سنگ فرش های زیبا و قدیمی و چیزی که شاید هویت این روستا باشه، لباس های سنتیِ رنگ و وارنگ زنان و شلوارهای گشاد و عجیب مردان. همان تصویر زیبایی که در ذهن داشتم.

 راستی این لباس های زیبا را کرایه هم می دهند که در پایین می بینید سه خانم با یک عکاس برای ساعتی این لباس ها را کرایه کرده اند.


یکی از عکس هایی که خیلی دوست دارم، این خانواده ابیانه ای است که مادربزرگ همچنان امیدوار بدنبال قطره ای نفت در بطری خالی میگشت و پسرک به دنبال خوراکی و مادر خانواده هم زیر چشمی حواسش به لنز دوربین ما بود.


همه به دنبال این زیبایی ها در ابیانه میگشتند و من به دنبال نانوایی :/ این ابیانه لامصب نانوایی ندارد، مثل تهران که انار ندارد. ناگهان باران نم نم شدت گرفت و همه مسافران به چشم برهم زدنی متفرق شدند.


ابیانه را با همه قشنگی هاش تنها گذاشتیم و همچنان به دنبال تکه ای نان روستا به روستا میگشتیم تا بالاخره برای اولین بار در عمرم از دیدن نان داغ بسته بندی در یک بقالی به وجد اومدم :) املت بدون نان که نمی شود!


پیشنهاد: همیشه در سفر علاوه بر پیک نیک؛ طناب(برای کندن بوته های خشک خار)، نفت و فندک و ... به همراه داشته باشید تا بتوانید یک بار غذای روی آتش و چایی ذغالی را تجربه کنید.

بعد از ناهار سر دوراهی یزد و اصفهان من پشت فرمان بودم و خانواده بر سر اصفهان و یزد هنوز به نتیجه نرسیده بودند و نگران جایی برای شب ماندن در یزد بودند و اصفهان را انتخاب کردند؛ برای همین سر فرمان را به سمت یزد کج کردم :/ دیکتاتور هم خودتونید، آدم که به  خاطر یک جای خواب برنامه اش را عوض نمیکنه.


  • محمود بنائی

نظرات  (۱۲)

  • 🍁 غزاله زند
  • خوش بگذره :) 
    ما همیشه با تجهیزات کامل میریم مسافرت یا پیک‌نیک و گردش..
    خیلی عجیبه که نان نداشتند!!! 
    چقدر خوبه اینجوری راحت سفر کردن :) 
    پاسخ:
    ممنون :)
    معمولا مردم توی خونه هاشون نان میپزن.
    دقیقا کدوم استانه این روستا؟؟
    معلومه حسابی خوش گذشته. چه لباسای گل منگلی و خوشگلی.
    خب نانوایی نبوده لابد خودشون نون میپختن، نان محلی میگرفتین ازشون خیلی میچسبید.
    خانواده اصفهان انتخاب میکنن سر فرمونو کج میکنید سمت یزد؟؟ :||
    جالبه، شما از معدود بلاگرای آقا هستین که مسافرتاش با خونواده است :)
    پاسخ:
    جز استان اصفهان هست
    خاطره خوبی بود مخصوصا بارون و دویدن های آخرش
    متاسفانه خواستیم اما حصین نانشون خالی بود. 
    بحث پیچیده ای بود منطق میگفت اصفهان جایی برای موندن هست و راه نزدیک تر ولی یزد دورتره و دیروقت میرسیم و پیدا کردن جا سخته. احساس میگفت اون اقامتگاه اصفهان اصلا دلچسب نخواهد بود و یک جای خوب توی یزد پیدا خواهیم کرد و مسافت هم که اصلا مهم نیست و در ضمن یزد را تا حالا ندیدیم ولی اصفهان را چند بار دیدیم و درون برنامه هم خواهد ماند. 
    سفر خوب همسفرهای خوب میخواد، چه دوستان چه خانواده :) 
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • فرمان دست خودتونه و صلاح مملکت خویش خسروان دانند!
    خوش بگذره!
    پاسخ:
    :) معتقدم برنامه را نباید عوض کرد از ترس! 
    به به!کیف میکنیدا!:))
    پاسخ:
    جای دوستان خالی :) 
    اصلا طراوت بارون از عکس‌ها می‌چکه! :)
    در مورد عکس آخر هم نمی‌تونم نگم به‌بــــه!:دی
    ان‌شاءالله همیشه به خوشی و سفرهای با حال خوب :)
    پاسخ:
    خاطره ای شد این باران :) 
    دیگه جا نبود از گوجه تازه و قارچ تازه و مراحل طبخ و... عکس بگذارم :) 
    ممنون همچنین :) 
    چقد خوبه که هر بار مسافرت میرین مارو هم اینطوری با خودتون میبرین!!:)
    من یکی که خسته شدم از بس در و دیوار خونه رو نگاه کردم!-_-

    وای املت قارچ تو اون هوا!!***_****

    چقد این عکس خانوادگیه خوبه!!اصن پوزیشن مامانه عاااالیه!!:))

    آدم کوچولو؟! Oo
    مال جن و اینا نبوده؟! :دی
    پاسخ:
    این روایت ادامه سفر عید بود و هنوز هم ادامه داره :) 
    ماشاله همه از تهران میکوبن میان شمال، شما چرا در و دیوار خونه را نگاه میکنید، از طبیعت اطراف لذت ببرید بجاش :)
    واقعا وااای!
    جای پدر خانواده خالیه :))
    آدمی که ندیدم ولی اینطور میگن
    نههههه! :))
    کل ابیانه یک طرف
    اون املت چی میگه؟؟؟ 😞

    + چقدر خوبه فرمان دست خود آدم باشه همیشه 😊
    پاسخ:
    :)))) هیچی 
    +کلا فرمان دست یک نفر باشه :)
    راستش منم وقتی میرم یه جایی مثلا روستاهای شمالی اول ازز همه ددلم میخواد غذاشونو بخورم:|خصوصا نون مخصوصشون رو:|وخب همیشه یه چیزی میشه که فرامووش شه و من بی  نصیب میمونم:|
    پاسخ:
    متاسفانه کمتر دیده میشه که جایی غذاهای سنتی و محلی همون منطقه را سرو کنند و معمولا غذاهای مرسومی که همه جا هست مثل و کباب و جوجه کباب و مرغ و... موجود هست. امیدوارم این بار دیگه فراموش نشه و بی نصیب نمونید :) 
    واو این عالیه :))
    پاسخ:
    :)) 
    چه عکسها و شهر زیبایی
    22 کیلومتر از کدوم شهر؟
    پاسخ:
    ممنون، حتما تشریف ببرید. 
    از کا‌شان تا ابیانه 75 کیلومتر هست و از اون دو راهی یا چند راهی نطنز و ابیانه 22 کیلومتر. 
    آدم دلش میخواد خب... نکنین این کارو :)
    پاسخ:
    باور کنید نه وقت زیادی میخواد و نه هزینه زیادی داره، خب امتحان کنید :) 
    *_*چه خوبه اخه
    پاسخ:
    جای شما خالی :) ایران همه جاش خوبه، امتحان کنید. 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">