گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

خوش اومدین
گاه نگاری یا کرونولوژی علمی برای اختصاص رخدادها در تاریخ‌های دقیق وقوع آنهاست.
به عبارتی منظم کردن و چینش وقایع از ابتدا به انتها یا برعکس.
اما گاه نگاری من نه علمی است نه چینش خاصی دارد و فقط گاهی می نگارم!
با تشکر از ناردانه!

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

۱ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

۲۷
مرداد
۹۵

روز اول را در دهلی بودیم، صبح را با انرژی شروع کردم پنجره اتاق را کشیدم تا قاضی آباد را ببینم، چهره واقعی هندوستان و زندگی فقیرانه میلیون ها هندی را توی یک کادر میشد دید، خانه هایی که بیشتر شبیه کپر بود، بچه هایی که در کوچه های خاکی می دویدند و مردی که در یک تشت حمام میکرد. پرده را کشیدم و سریع رفتیم پایین تا قبل از ساعت نه صبحانه را بخوریم و طبق قرار شب قبل راس ساعت نه جلوی هتل باشیم.

صبحانه یکی از بخش های جذاب سفر بود اونم رستوران مجلل هتل رادیسون! تنها توصیه ای که لازم میدونم بگم اینه که pork گوشت خوکه که خیلی هم طعم خوبی داره و شاید توی تمام مدتی که در سفر هستید تنها گوشت قرمزی باشه که میبنید! پس بی هوا هر چیزی را نخورید.

اما اولین مکان توریستی که به دیدن اون رفتیم مقبره گاندی بود، یک باغ بزرگ و دل باز که اولین چیزی که نظرمو جلب کرد دست فروش های جلوی در بودن که میوه هایی مثل موز و سیب و انبه و ... میفروختن.

lمقبره گاندی

مقبره گاندی ساده بود و زیبا و یک حس عجیب داشت و برای هندی همونقدر محترم و با ارزشه که مقبره امام برای ایرانی ها! سایر اعضای خانواده گاندی هم در همون حوالی آرام گرفتن. فرصت زیادی برای قدم زدن در باغ نبود و بعد از گرفتن چند تا عکس با دوستان به سمت ماشین رفتیم.


دروازه هند

مکان دیدنی بعد دروازه هند بود که برای یادبود سربازهای کشته شده هندی در جنگ جهانی ساخته شده و بسیار دیدنیه و البته جالب تر از اون دستفروش ها و دوره گردها که برای من خیلی جالب بود، غذاهایی که میفروختن و بوهایی که پیچیده بود و.... سادگی زندگی هندی ها در کوچه و خیابان کاملا مشهود بود.

حنا

از پشت پنجره دختر بچه های هنرمند هندی نمونه کارهای حناشون را نشون میدادن و در ازای مبلغ بسیار کمی یکی از اون نقش ها را میکشیدن و بچه ها یکیشون  را راضی کردن به 20 روپیه یعنی حدودا 1000 تومان!

بعد از دروازه هند به یکی از محله های جذاب دهلی رفتیم منطقه ای که دفتر نخست وزیری و وزارت خارجه در اونجا قرار گرفته، تازه فهمیدم که چرا دولت بریتانیا چرا اینهمه سال دست از سر هندوستان برنمیداشته،یک جای واقعا قشنگ و رویایی با خیابان هایی عریض سرسبز و تمیز؛ برعکس تصوری که از هند داشتم.

مک دونالد

از اونجا برای صرف به فست فود مک دونالد رفتیم! تنها چیزی که برای خوردن پیدا میکنید انواع مرغ برگر هست (خوبه) که قیمت ها را هم به روپیه میتونید توی عکس ببینید. هندی ها مردم قانعی هستن پس تصور عطاویچ یا غول برگر نداشته باشین، همینطور سایز سیب زمینی سرخ کرده و حتی سس کچاب تقریبا نصف اینجاست.

قطب منار

بعد از صرف ناهار به سمت قطب منار رفتیم یکی از شاهکارهای معماری اسلامی در دهلی، یک مناره بسیار بلند و زیبا با تزینات اسلامی و یکی از معدود جاهایی که چیزی به اسم سنگ قبر مشاهده میکنید. چند وقتیه که دیگه توریست ها اجازه بالا رفتن از مناره را ندارن و فقط میتونید از پایین از دیدن این بنا لذت ببرید.


و اما بعد از یک روز شلوغ و پرماجرا رفتیم سراغ معبدی که ساختنش با امکانات امروزی و هزینه هایی که انجام شده بود 5 سال به طول انجامیده (اگه ایران بود 20سال طول میکشید) ویکی از بزررگترین وزیباترین بناهایی هست که من توی تمام عمرم دیدم. جایی که مدرنیته و مذهب ادقام شده و معجونی ساخته شده برای جذب عامه مردم به دین هندو. در این بنا با استفاده معماری جذاب و جلوه های سمعی بصری فوق العاده در نمایش ها سعی شده تا مردم را به سمت سوآمینارایان و مذهب او جذب کنند.

اجازه ورود هیچ گونه وسیله ای به داخل این معبد داده نمیشه و برای همین نتونستم عکسی بگیرم. برای ورود به معبد باید دقایق زیادی را صرف خرید بلیط و تفتیش بدنی کنید مخصوصا اگه با تیم همراه باشید و یک نفر توی تفتیش ها گیر بیفته.

ما بلیط یکی از نمایش ها را خریدیم و توی صف ایستادیم، هوا کاملا آفتابی بود اما یکباره ابری شد و باران شدیدی شروع به باریدن کرد، به قدری شدید بود که با وجود اینکه زیر سقف بودیم خیس شدیم و زیر پاهامون را کاملا آب گرفت و چند دقیقه بعد آسمان صافه صاف شد. این یکی از تجربه های جالبه منطقه جغرافیایی هندوستانه که امیدوارم برای شما هم در چنین موقعیتی اتفاق بیفته که هم زیر سقف باشید هم آسمان بیرون را ببینید.

نمایش پرده به پرده و خانه به خانه توسط عروسکهایی نزدیک به واقعبت اجرا میشد و البته برای توریست ها در مسیری جداگانه به زبان انگلیسی. بعد از اون یک نمایش موزیکال به همراه آب نماها در فضای باز که زیباترین تصویر و خاطره سفر را در ذهن من و شاید هر مسافری ساخت. یک پیشنهاد : قبل از نمایش از بوفه یک خوراکی تهیه کنید ( یک نسکافه فوق العاده به مبلغ 30 روپیه میتونه خستگی را از تنتون بیرون کنه و یک خاطره خوب از یک طعم خوب توی ذهنتون باقی بگذاره)

بعد از نمایش موزیکال توری با قایق تدارک دیده شده که اگه تحمل توی سف ایستادن با هندی ها را دارید (ممکنه یک پیرزنه چاق هندی پشت سرتون باشه و تا زمانی که اجازه رد ن شدبهشون ندید به دنده هاتون آسیب برسونه)حتما از دستش ندید. والبته توی این نمایش متوجه میشیم که هندی ها هم مثل ما خیلی به تاریخ و فرهنگ خودشون میبالن و همچنین مثل ما اولین ها برای اونها بوده مثل نجوم، ریاضیات، طب، دریانوردی، فضانوردی و ...

بعد از تور قایق سواری وارد معبد اصلی سوآمینارایان شدیم و همه مجذوب مجسمه طلایی بزرگ از سوآمینارایان و معماری بسیار زیبای سقف و دیواره ها شدیم. معبد به شکلی طراحی شده که مجسمه با ابهت سوآمینا رایان در شب با باز بودن درها کاملا قابل رویته. تنها جایی که ظرافتی مانند معماری ایرانی در کار هندی ها دیده میشد اینجا بود.

بعد از دیدن معبد فرصتی دارید برای خرید سوغاتی؛ پیشنهاده من برعکس بقیه اینه که برای خرید عجله کنید و هرچیزی که دلتون میخواد را بخرید(البته چونه فراموش نشه) چون ممکنه مشابهش را دیگه هیچوقت نبینید و دیگه فرصت برگشت ندارید.

پی نوشت1: توی این متن سعی کردم برداشتهای خودم را از دهلی بنویسم تا اطلاعات عمومی که توی ویکی پدیا هم پیدا میشه پس اگه اطلاعاتی تاریخی و ... میخواهید بهتره کمی سرچ کنید.

پی نوشت 2: عکس های معبد آکشاردهام را از اینترنت گرفتم.

  • محمود بنائی