گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

خوش اومدین
گاه نگاری یا کرونولوژی علمی برای اختصاص رخدادها در تاریخ‌های دقیق وقوع آنهاست.
به عبارتی منظم کردن و چینش وقایع از ابتدا به انتها یا برعکس.
اما گاه نگاری من نه علمی است نه چینش خاصی دارد و فقط گاهی می نگارم!
با تشکر از ناردانه!

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

۳ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

۲۹
دی
۹۵

چند وقتی بود که خبرهایی از کارهاش می شنیدم، رفتارهاش عادی نبود و همه سرنخ ها به یک جواب میرسید؛ اعتیاد به مواد..

مانده بودم که به کی بگم و چیکار کنم! به هر طرف که میرفتم به در بسته میخوردم، هیچکس نبود که مشاور خوبی باشه و در عین حال رازدار و قابل اعتماد. نمی خواستم بچه هاش هم بدونن، شاید براشون سخت بود و خجالت زده میشدن. بهترین راه این بود که به خودش بگم، دل را زدم به دریا و بی هیچ تعارفی گفتم فلانی، این ره که تو می روی به ترکستان است... عرق شرم روی پیشونیش نشست و اول نخواست قبول کنه ولی وقتی دید از خیلی چیزها خبر دارم  نتونست کتمان کنه و از سیر تا پیاز را تعریف کرد... در کمدش را باز کرد و گفت ایناست( اون چیزی که فکر میکردم نبود و راه برگشتی بود). خدا را شکر که یک کلاغ چهل کلاغ نشد.

همه این قصه را گفتم که بگم آبروی کسی را نبرید حتی اگه دشمنتونه و از رازش باخبرید، اینجوری همیشه یک بلیط برنده توی دستتون دارید و دشمن هم دوستتون میشه.

  • محمود بنائی
۲۱
دی
۹۵


یادمه توی یک دور همی دانشجویی یک نفر از آقای هاشمی پرسید تا حالا شده کاری انجام بدین که اونموقع روتون نشه بگین؟ ایشون جواب دادن: بله! پرسید چی بوده؟ جواب دادن: خب هنوز هم روم نمیشه بگم.

راستی چقدر دوستان نزدیکتون را می شناسین؟ چقدر افراد خانوادتون را می شناسین؟ اونها چقدر شما را می شناسن؟ چقدر به عمل خودتون، به کارهایی که کردین و روتون نمیشه بگین فکر کردین؟

سیاستمدار شرایط حساس!(کنونی) ما را بخاطر همه قضاوت هایی که دانسته و نادانسته درباره تو و خانواده ات کردیم ببخش.

  • محمود بنائی
۱۱
دی
۹۵

از مکافات عمل غافل مشو  گندم از گندم بروید، جو ز جو

یکوقتهایی مثل کبک سرمون را میکنیم زیر برف و اصلا حواسمون نیست که چه خبطی میکنیم و وقتی بیدار میشیم که نتیجه عملمون راست زل زده تو چشممون!

یکوقتهایی هم به یکی نیکی میکنیم و باز شاید ندونیم که این نیکی را به خودمون کردیم و به زودی اثرشو میبینیم.

انجام هر عملی توی دنیا مثل فریاد زدن توی دل کوه میمونه، یکوقتهایی این پژواک انقدر صریح و واضح برمیگرده که انگشت به دهان می مانی.

یادمون باشه نتیجه عملمون پا به پای ما پیش میاد، فقط گاهی از راهی میاد که حواسمون بهش نیست ولی بالاخره یک روزی بهش میرسیم. مطمینم دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره.

  • محمود بنائی