گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

خوش اومدین
گاه نگاری یا کرونولوژی علمی برای اختصاص رخدادها در تاریخ‌های دقیق وقوع آنهاست.
به عبارتی منظم کردن و چینش وقایع از ابتدا به انتها یا برعکس.
اما گاه نگاری من نه علمی است نه چینش خاصی دارد و فقط گاهی می نگارم!
با تشکر از ناردانه!

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

۱۷
شهریور
۹۴

میزنم شبکه خبر میبینم چند نفر به اسم کمیسیون بررسی برجام در مقابل آقایان عراقچی و تخت روانچی نشستن و عده ای از آن چند نفر نیز به قصد حمله و تخریب که واقعا هدفی جز منافع خودشون نداره و با گفتن جمله هایی که باعث خنده دنیا میشه به این دو نفر حمله کردن. میگن ما واقعا نگرانیم با خودم میگم بله نگران خودتون و آقازاده ها که بعد از این در خرابکاری و اختلاس بیکار میشین. چی شده که اینطور بیقرار شدین؟

اجناس بی کیفیتی که با هزینه کلان از ناکجا آباد به دست آقایان وارد میشد حالا جایگزین اجناس با کیفیت و معلوم می شود که مستقیم وارد می شود.

از صبح که شبکه خبر را دنبال میکنم میبینم هیئتی 240 نفره از اتریش با سران عالی رتبه وارد تهران شدن و توافقنامه هایی امضا شده، هیئتی اسپانیایی با وزیر امور خارجه وارد اصفهان شدن و ... بعد فکر میکنم به توافقنامه هایی که با ونزوئلا و بولیوی و سودان و کشورهای عقب مانده ای از این دست که در گذشته داشتیم.


  • محمود بنائی
۱۰
شهریور
۹۴
به نظر میاد که انسان ها امروزه خیلی به هم نزدیک شدن و به قولی در دهکده جهانی ساکن شده اند اما حقیقت این است که بشر امروز تنهاترین بشر در کل دوران است، حتی تنهاتر از دوران غارنشینی .
ویکیپدیا نوشته "انسان‌ها امروزه در تمامی نقاط جهان، با هر اقلیمی به‌جز قاره جنوبگان، ساکن شده‌اند." اما حقیقت این است که بشر امروز دقیقا ساکن قطب جنوب شده جایی سرد و غیر قابل سکونت به دور از اجتماع و با وجود 7میلیارد هم نوع باز هم تنهاست!
بشر روزی به دنبال راهی برای برقراری ارتباط مستقیم با همنوع خود بود و برای این کار حرف زدن را با آواهای مختلف اختراع کرد اما امروز در حقیقت استفاده از آن  فراموش کرده و فقط در موارد خاص یا برای دورتر شدن از اجتماع و حقایق از آن استفاده میکند.
بشر دیگر میلی به حقیقت ندارد و دوست دارد دنیایش را آنجور که در ذهنش است بسازد دوست دارد نقاب به چهره بزند و پنهان شود، حقیقت این است که بشر اسیر افکارش شده اسیر غرورش، اسیر خودش.

 

یک درخواست: بیاید یک روز تلفن همراه و لپ تاپ و کلا هر وسیله ارتباط مجازی که دارید را خاموش کنید و بعد بگین چیکار کردین.
پی نوشت: ارشد قبول شدم غیرانتفاعی قزوین که تحت بررسیه! اصلا توی سایتشون راجع به ارشد چیزی نیست و فکر میکنم سال اولشونه یا شاید اصلا خبر ندارن.
  • محمود بنائی
۰۱
شهریور
۹۴

از ماه قبل تا الان همه اش میخواستم بنویسم اما نمی شد یعنی از دیشب (سی و یکم) تا حالا هی میام توی بلاگ ولی دست و دلم به کیبورد نمیره.

دیشب رفتم به وبلاگ و اینستاگرام چند تا از دوستان سر زدم تا هم از حالشون با خبر بشم و هم سرقتی ادبی کنم. بعد یک جا دیدم یکی توی خارج! رفته شهربازی و عکس هاشو گذاشته بعد جلوش هم نوشته شهربازی#مک دونالد#خیلی خوش گذشت#خنده#جیغ#و... در همین راستا خواستم پست بگذارم دیدم خوب اصلا به اون با کلاسی و باحالی نمیشه مثلا اینجوری میشد : عبدل آباد# شیربلال#نعره#فشار#و...  گوشی مبارک هم که بعد از اون تصادف، هنوز بستریه پس این پست هیجان انگیز عکس هم نداشت در ضمن یادم اومد من اصلا اینستاگرام ندارم برای همین بیخیال این ایده شدم.

پس رفتم به وبلاگ یکی از دوستان که همیشه شعرهای قشنگی میگه و تصمیم گرفتم یک شعر بنویسم اما باز هرچی فکر کردم دیدم از شعر فقط یک توپ دارم قل قلیه را بلدم که اونم برای هیچکس جذاب نیست آخه نه عاشقانه است نه طنزه نه اصلا میشه باهاش دست بزنی،... آخه یعنی چی یک توپ دارم قلقلیه؟ میخواستی مربعی باشه؟ میخوای بگی مشقاتو خوب مینوشتی؟ بابات برات کادو میخرید؟ نسل ما و این لوس بازیها؟

بعد به وبلاگ یکی دو نفر دیگه هم سر زدم و دیدم ازدواج کردن که خوب نصف شبی امکاناتش محیا نبود.

 همه از مرگ میترسن چون اونورش معلوم نیست! اما من همونقدر از ازدواج میترسم که بقیه از مرگ چون به قول قدیمی ها بخت هندوانه سر بسته است! این یکی از اون ترس های عجیب و شاید خنده داره منه! البته ترس های دیگه ای همه دارم مثل گیر کردن لای گیت های مترو، یا آب خوردن توی پارچ( پارک نه!  تنگ آب) که همگی داستان های خودشون را دارن.

پی نوشت: اگه دوست داشتین بگین خنده دار ترین ترستون چیه؟

پی نوشت : کتاب بخوانید، امشب توی برنامه خنده وانه آقای امیرحسین مدرس دلیل های خوبی برای کتاب خوندن و شعر خوندن آورد اول که وقتی توی یک جمع صحبت میکنید، وقتی از شعر ها و مثل ها استفاده کنید حرفهاتون جذاب تر میشه مثل دکتر قمشه ای و ... دوم  شعرِ خوب و کتابِ خوب حال آدم را خوب میکنه.

  • محمود بنائی