گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

خوش اومدین
گاه نگاری یا کرونولوژی علمی برای اختصاص رخدادها در تاریخ‌های دقیق وقوع آنهاست.
به عبارتی منظم کردن و چینش وقایع از ابتدا به انتها یا برعکس.
اما گاه نگاری من نه علمی است نه چینش خاصی دارد و فقط گاهی می نگارم!
با تشکر از ناردانه!

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

۳ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

۲۴
تیر
۹۴

چند روزی بود که لپ تاپم خاموش شده بود به اصطلاح فکر میکردم سوخته و حس کسی را داشتم که...؟ حس کسی که دقیقا لپ تاپش سوخته!

تا اینکه از دوستان سوال کردم و آدرس یک تعمیرکار خوب و مطمئن را گرفتم و دیروز صبح بعد از پایان کارم برای اولین بار توی عمرم اجبارا سحرخیز شدم تا کام روا شوم! ساعت 8:45 رسیدم اونجا و خوردم به کرکره بسته! پاساژ ساعت 9:30 باز می شد و 45دقیقه خیابان ها و پارک اطراف را متر کردم.

فقط اسم صاحب مغازه را می دونستم؛ سهراب! پرسون پرسون پیداش کردم، از درِ مغازه رفتم داخل و دو تا آقای جوون توی مغازه بودن. پرسیدم آقا سهراب؟ با لبخند گفت: بله خودمم. اول کلی هندوونه دادم زیر بغلش و بعد هم لپ تاپ مبارک را مثل مِیِت گذاشتم روی میز.

مشکل چیه؟

- روشن نمیشه!

بگذار بزنم به برق

- شارژر بدم؟

نه بگذار با شارژر خودم بزنم.... بیق! روشن شد.

- من توی دلم؛  :/ oO ! دستهاش از دستهای سید هم شفا بخش تر بود لامصب! ( البته سید گاهی اوقات از دور و با چشم هم تعمیرات انجام میده)

فقط یک شوک باعث شد باتری راه بیفته و اون بنده خدا هم راضی نشد هیچ هزینه ای دریافت کنه، من هم که حداقل روی صدتومان خرج حساب کرده بودم ذوق زده شده بودم و برای اینکه دو طرف دست خالی نرن، یک اسپری تمیز کننده خریدم و خیلی خوشحال برگشتم خونه.


  • محمود بنائی
۱۹
تیر
۹۴

فرصت تمام شد، او رفت و باز ما جاماندیم.

آخرین شب قدر رمضان ١٣٩٤ هم تمام شد و پرونده یک سال مان بسته شد.

  • محمود بنائی
۱۲
تیر
۹۴

دیشب وقتی از سرکار برگشتم توی پارکینگ پسر نوجوون همسایه را دیدم که یک تی شرت چسبون کوتاه پوشیده بود با یک عینک گربه ای و فریم سبز! اومد جلو و سلام و احوالپرسی کرد؛

-آقا محمود، یک خواهشی داشتم میشه به پدرتون بگین یک آیفون برای ما بیاره؟

چه آیفونی؟

- فرقی نداره، آیفون باشه مثل این که خودتون دارید.

ولی این قدیمیه، من خودم هم می خوام بفروشمش. با پول این میتونی یک گوشی با امکانات بیشتر بخری.

-آخه بچه محل هامون همه آیفون دارن، آقا محمود!

فقط بخاطر همین...؟

----------------------------

جالبه بدونید ما توی پایین شهر و یک محل مذهبی زندگی میکنیم که وضع مالی مردم متوسط هم نه! ضعیفه.

----------------------------

سالها پیش وقتی دانشمندها به انرژی زا بودن مواد رادیو اکتیو پی میبرن، شکلاتی گران قیمت ساخته میشه که توی اون مواد رادیو اکتیو میریزن! شاید طعم و مزه اون شکلات با شکلاتهای معمولی فرقی نداشته ولی عده ای بخاطر مد شدن و گران بودن! این شکلات را میخرن و میخورن. اما بعدها مشخص میشه این شکلات نه تنها انرژی زا نیست بلکه سرطان زا هم هست.

اما مد این روزها شامل چیزهای دیگه هم میشه که جوونهای ما کورکورانه الگو میگیرن و تقلید میکنند مثل شلوارهای لی پاره پاره! که به نظرم بیشتر نشانه فقر است تا مد! یا مدل موها و ریشهای جدید که بیشتر شبیه داعشی ها میشوند تا افراد متمدن!

مخالف مد نیستم اما مد از نظر من باید زیبایی داشته باشه، ژولیده بودن نشونه زیبایی نیست.

امام حسن مجتبی(ع) می‎فرماید: انَّ اللَّهَ جَمیلٌ یُحِبُّ الْجَمالَ فَاتَجَمَّلُ لِرَبّی
خداوند با جمال است و زیبایی را دوست دارد و من به‏خاطر پروردگارم آراسته می‏شوم. (بحار‎الانوار، ج83، ص175)

  • محمود بنائی