گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

خوش اومدین
گاه نگاری یا کرونولوژی علمی برای اختصاص رخدادها در تاریخ‌های دقیق وقوع آنهاست.
به عبارتی منظم کردن و چینش وقایع از ابتدا به انتها یا برعکس.
اما گاه نگاری من نه علمی است نه چینش خاصی دارد و فقط گاهی می نگارم!
با تشکر از ناردانه!

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

سفر با عکس ها 1

يكشنبه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۶، ۰۱:۳۱ ق.ظ

چند روز پیش یک پست راجع به سفر کاشان گذاشتم و امشب چند تا عکس از این سفر به یادموندنی جدا کردم که با توضیحات در ادامه میارم.

 کشاورز

نزدیکهای قم و بعد از صرف ناهار، رسیدیم به این مزرعه زیبا که ایشون هم با بیل حسابی مشغول بودن.


به محض اینکه رسیدیم کاشان مستقیم رفتیم سراغ باغ فین! توی کوچه پس کوچه ها با این آب و هوا واین همه زیباییِ طبیعت به این فکر میکردم که سهراب سپهری چرا نباید شاعر بشه وقتی از این کوچه باغ ها میگذشته.


 همه توی باغ حواسشون به عمارت ها و ... بود و حواس من به این آب نماها که سال هاست بدون هیچ پمپی، خیلی خود جوش، زیبایی را مهمان این باغ کردن.


باز هم چیزی از عمارت نمی بینید چون من یک حوض پیدا کردم که هشتاد تا سوراخ کفِش داشت و یک عده بیکار و ... سکه می انداختن توی این حوض بلکه یک از سوراخ دیگه خارج بشه! میگن قبلا کف این حوض جوری با کاشی به شکل فرش تزیین شده بوده که با تابش خورشید و وزش با شبیه قالیچه پرنده می شده ( نمیدونم چقدرش درسته ) اما بخاطر طلاکاری های روشون به سرقت رفته!


سرانجام قسمتی از سقف زیبا و بازسازی شده عمارت


اینجا ایستاده بودم و میرزاتقی خان امیرکبیر را میدیدم که با اون همه خدمتی که به شاه قاجار و مردم کشورم کرد چطور مظلوم و غریب و با دسیسه کشته شد. پدرم گفت وایسا یک عکس بگیرم ازت، گفتم دوست ندارم اینجا عکس داشته باشم، من کربلا میرفتم انقدر غصه نمیخوردم که اینجا و از کشته شدن امیرکبیر!


جلوی باغ یک کافه سیار ایستاده بود که قهوه های خوبی داشت و البته سلیقه خوبی!


مسجد آقا بزرگ، یک مسجد زیبا و باشکوه و تنها جایی که بعد از تاریکی هوا می شد رفت و دید ( خانه های تاریخی ساعت 18 می بندن!)

نمیدونم چرا هممون به آقا بزرگ میگفتیم بزرگ آقا :/  ربطی به سریال شهرزاد که نداره؟


یکدفعه چشمم افتاد به اون گنبد قدیمی و جالب! بنای خواجه تاج الدین


توی کوچه ی بنای خواجه تاج الدین، یک راهروی باریک و تقریبا تاریک دیدم، خیلی بی سز و صدا رفتم داخل، یک سراشیبی و یک دالان دراز که تهش یک در بود، از پشت در صدای بازی و خنده بچه ها می اومد که شاید توی خونه مادربزرگشون به مناسبت سال نو جمع شده بودن! همون صدایی که قدیما از خونه مادربزرگم بلند می شد و  ما بچه ها دنبال هم می دویدیم و بازی میکردیم.


شب بعد از اینکه شام را توی پارک مدنی خوردیم، به همون بنای خواجه تاج الدین برگشتیم و متولی در امامزاده را از پشت بست و ما از در کوچه وارد مهمان پذیر شدیم و یک شب عجیب! را تا صبح سپری کردیم.


+چون عکس ها و توضیحات زیاد بود خیلی هاشو دوباره حذف کردم.

  • محمود بنائی

نظرات  (۱۶)

اونجایی که خودی ضربه میزنه بیشتر به آدم فشار میاد :) 

سهراب هم با اینکه ساقی و مطرب و می و اینا همه مهیا بودن میتونست شاعر نشه اگه ذوق نداشت و یکی مثل من بود :)) 


+ نمیدونم چند بار رفتم کاشون
زیاد رفتم
ولی هیچوقت اینجوری نگاهش نکردم :دی

++ همیشه به سلامتی و در گردش
پاسخ:
خودی به ریشه میزنه!
بعید میدونم :)))
بیشتر دقت  کنید :)
ممنون همجنین
بعید ندونید! 
این همه آدم تو کاشون چند تاشون سهراب شدن؟ :)) 
پاسخ:
خوب شاید اونام با دقت قدم نمیزنن :)) یا سایر امکانات مهیا نبوده.
:))) گفتم که اگه یکی مث من بود شاعر نمیشد
پاسخ:
:))  حالا یک امتحان کنید شاید شد :) 
سلام
عکسهاتون زیبا بود
ایشالا همیشه به مسافرت
پاسخ:
سلام
ممنون همچنین شما :) 
کاشان نرفتم ولی تعریفشو زیاد شنیدم‌ دوست دارم‌ برم ی روزی

چقد قشنگ مخصوصا عکس اولی
پاسخ:
حتماً تشریف ببرید،  الان فصل مناسبیه
بین راه توقف کردم واسه اینجا :) 
عکسا خیلی قشنگ ان و توضیحاتتون جذابترش کرده بخصوص عکس های سوم و نهم :)
اون قسمت که گفتین "کربلا برم اینقدر غصه نمیخورم که اینجا و بخاطر کشته شدن امیرکبیر غصه میخورم" واقعا حق دارین، نمک نشناسی تا چه اندازه، خیلی بده تو سرزمینمون بارها شاهد کشته شدن آدمهایی بودیم که خدوم و خدمتگاز ملت بودن ....
خوابیدن تو مهمان پذیر امام زاده میتونه جالب باشه .
پاسخ:
ممنون،  امیدوارم این سفرنامه کوتاه دیگه تکمیل بشه. 
واقعا هنوز هم بعد از صد سال دلم به حال خودمون میسوزه. 
شاید ظاهرا جذاب باشه ولی بخدا هتل پنج ستاره لاکچری خیلی جذاب تره. :) 
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • پس حتما تو جشنواره عکس دکتر میم شرکت کنید!
    http://boregot.blog.ir
    پاسخ:
    در حد جشنواره که نیستیم ولی جایزه پولیتزری چیزی باشه چشم!  
  • 🍁 غزاله زند
  • من همیشه از طرف مدرسه برای اردوی کاشان میرفتم.خیلی خوب بود :) 
    عکس‌هاتون هم خیلی قشنگ :) 
    پاسخ:
    واسه اردوی مدرسه،  یک اردوگاه نزدیکهای شهر بود،  همیشه ما را میبردن اونجا :/ 
    ممنون،  شما قشنگ میبینین :) 
    :)) پس هتل پنج ستاره لاکچری هم میرین:) خیلی هم خوب ...
    پاسخ:
    :)  اگه خدا قبول کنه.
    اوهاع:))
    کجا زندگی میکنید؟

    پاسخ:
    :)) 
    خارج! 
    ۴ عکس اولی خیلی قشنگن.
    توضیحات مربوط به چهارمی چقدر رویاییه اگه واقعا اینطوری باشه.
    پاسخ:
    ممنون :) 
    طبق گفته یکی از کارشناس های حاضر در محل،  خیلی قدیم ترها همچین چیزی بوده. 
    نپیچون خدا وکیلی
    پاسخ:
    :/ چیو؟
  • گمـــــــشده :)
  • یادم باشه حتما یه بار برم
    پاسخ:
    حتما،  یادت نره :) 
    کجا زندگی میکنید؟:)
    پاسخ:
    طهران :) 
    من عاشق پستای عکسی عکسیم!!!*_*

    وای چقددددر همه چی قشنگه!!
    اون شکوفه ها واقعن عالین!!مشت مشت زندگی توشونه!
    اصلن تصورم از کاشان این حجم از زیبایی نبود!!
    به جاهایی که باید قبل از مرگم ببینمشون،باغ فینم اضافه کردم!^_^

    تک تک عکسارو بلعیدم ینی!
    مرسی خیلیییی پست دلبری بود!:))

    پاسخ:
    چشماتون قشنگ میبینه :)
    پس حتما دیدن کاشان را از دست ندیدن، چون عکس هیچوقت نمیتونه لذت قدم زدن توی باغ را بسازه.
    قابل شما را نداشت :)
    ع من تا حالا کاشان نرفتم
    این ترم هم یه استاد داریم ....
    دلم میخواست گلاب گیری برم!
    شما رفتین نایب الزیاره باشین :D
    پاسخ:
    خیلی قشنگه، جای شما خالی :) 
    استاد مهربان؟  خوب؟ دوست داشتنی؟ نازنین؟ 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">