گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

خوش اومدین
گاه نگاری یا کرونولوژی علمی برای اختصاص رخدادها در تاریخ‌های دقیق وقوع آنهاست.
به عبارتی منظم کردن و چینش وقایع از ابتدا به انتها یا برعکس.
اما گاه نگاری من نه علمی است نه چینش خاصی دارد و فقط گاهی می نگارم!
با تشکر از ناردانه!

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب

علی غصه

چهارشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۵۶ ب.ظ

خدا بیامرز دایی اسد تعریف میکرد، قدیم ها یک علی بود که غصه همه را میخورد. اگه یکی سرش درد میگرفت و علی میفهمید غصه میخورد، اگه یکی پاش درد میگرفت علی غصه میخورد، اگه بارون میشد علی غصه اش میگرفت اگه آفتاب میشد علی غصه اش میگرفت، سرد میشد، گرم میشد، علی غصه اش میگرفت. واسه همین، همه صداش میزدن علی غصه!

یکی روز دیدن علی غصه، یک گوشه کز کرده و زانوی غم بغل گرفته. گفتن علی غصه امروز چی شده؟ گفت خر همسایه زاییده، ولی کره اش یک پا نداره! گفتن خب چه کارش به تویه؟ گفت اومدیم این خر خواست از کوچه رد بشه و نتونست به من گفتن بیا زیر پاشو بگیر؛ من که توان ندارم زیر پای خر را بگیرم...!

حالا حکایت علی غصه شده حکایت نگرانی این روزهای من!

_________________

مادر یعنی چراغ خونه یعنی گرمی شبای سرد و خنکی روزهای گرم.

_________________

عباس امروز مردی را معنا کرد، برادری را اثبات کرد، شاید توی تاریخ کسانی باشن که جلوی ظلم سرخم نکردن، اما تا پای جون پای برادرت وایسی خیلی حرفه! کربلا را عباس کربلا کرد. به امام حسین غبطه میخورم نه به شجاعتش، به یارانش، به ابوالفضلی که سالار لشگرش بود. 

  • محمود بنائی

نظرات  (۴)

  • بهارنارنج :)
  • :)

    وحکایت این روزهای تو حکایت هممونه،که یادمون رفته توکل یادمون رفته سپردن!
    که خدا هست که خدا خیر مارو میخواد،که محمود خدا بخیل نیست خدا ضعیف نیست خدا ناتوان نیست،که چرا نسپریم چرا توکل نکنیم ما که تو سختی زمین خوردیم که توی خوشی زمین خوردیم تو هر حالتی زمین خوردیم!
    که چی شد یادمون رفت وقتی به دنیا اومدیم و توانایی هیچ کاری نداشتیم کی بزرگمون کرد به اینجا رسوند که حالا یادمون رفته
  • دانشجوی همیشگی مدیریت
  • سلام بر سقای دشت کربلا
    ولایت مدار بودن همیشه سخته...
  • مصطفی فتاحی اردکانی
  • یاد این پستم افتادم مهندس
    http://mstffa.blog.ir/post/121

    علی غصه به چه چیزایی فکر میکرد!
    مادر همه چیزه...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">