گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

خوش اومدین
گاه نگاری یا کرونولوژی علمی برای اختصاص رخدادها در تاریخ‌های دقیق وقوع آنهاست.
به عبارتی منظم کردن و چینش وقایع از ابتدا به انتها یا برعکس.
اما گاه نگاری من نه علمی است نه چینش خاصی دارد و فقط گاهی می نگارم!
با تشکر از ناردانه!

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

دست یاری

يكشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۱:۳۵ ق.ظ

یک مرد میانسال با موهای جوگندمی و کمی ژولیده وارد سلمانی شد، لبهاش سفید و دنداندهاش زرد شده بود. 

 با همه دست داد و سلام کرد که بنظرم مودب اومد. کم کم شروع کرد به صحبت و از نامردی های رفیقش میگفت! محله کوچیکه و ظاهرا همه از قضیه خبر داشتن.

اما من حواسم به بیرون بود، از پشت شیشه به سمت مقابل خیابانِ باریکِ محله نگاه میکردم؛ به دختر بچه ای با یک پلاستیک که توش چندتا تخم مرغ بود و می خواست از خیابان رد بشه.

چند باری به چپ و راست نگاه کرد و بالا و پایین رفت اما می ترسید که از خیابان رد بشه! حواسش رفت پی بازی با یک پاکتِ کاغذی روی زمین و شوتشش کرد، یک کم خندید و بازی کرد.

توی سلمانی، مردِ ژولیده همچنان داشت از نامردی و قدرنشناسی رفیقش میگفت و دختر بچه مردد برای رد شدن.دلم آروم نگرفت،  پا شدم در را باز کردم و از عرض خیابان رد شدم.

سرمو پایین آوردم و پرسیدم میخوای از خیابان رد بشی؟ سرشو به نشونه تایید تکون داد و همزمان دستشو بالا آورد. دستشو گرفتم و بدون اینکه بترسه از خیابان رد شدیم و بعد دستمو رها کرد و سریع به سمت درب خونشون دوید.

وقتی وارد سلمانی شدم، مرد میانسال هنوز داشت میگفت: دیگه همه چی بی معنی شده، خوبی کنم که چی؟ 

  • محمود بنائی

نظرات  (۱۰)

وقتی ما کاری رو برای کسی انجام میدیم توقع جبران خوبی که کردیم رو داریم.(البته میشه گفت یه جورایی ذات آدمی اینطوری هست دنبال بده بستون هست تا حس خوبی پیدا کنه چون توقع دو طرفه بودن اون چیز رو داره.)
یا اینکه فکر می کنیم چون به یکی خوبی کردیم نباید بهمون بدی کنه در صورتی که در واقعیت اینطوری نیست. اگر خوبی کردی باید فراموش کنی که کاری کردی. در واقع باید یاد بگیریم اگر خوبی کردیم بی توقع باشه. خیلی از مواقع به خاطر این توقع داشتن هست که وقتی یه بدی از کسی میبینیم دیگه همه چیز تموم میشه برامون. وقتی کار خوبی کردیم به اون حس خوبی که گرفتیم بچسبیم توقع جبران خوبی رو هم فراموش کنیم اینطوری حس بهتری خواهیم داشت.
پاسخ:
قطعا همینطوره! اگه میشد از هیچ چیز و هیچکس توقع نداشته باشیم زندگی خیلی شیرین تر و آسون تر میشد. 
  • بهارنارنج :)
  • :)
    خب پس هدفت برا خوبی کردن عوض کن..هوم؟:)برای راضی کردن اونا نه برای رضای خدا
    چون ادما عوض میشن خواه و ناخواه متغییرن یه روز رفیقن یه روز نارفیق:)
    دنیاهمینه:)
    یه روزایی میان خیلی سخت..کسی نمیفهمتت..تلخه.
    اما قوی باش میگذره:)
    پاسخ:
    همیشه سعی میکنم بابت کاری که میکنم، از کسی توقع نداشته باشم! چون آدم ها معمولا بدی را جبران میکنن اما خوبی را نه. 
    چه قدر این پست یه مدل تکان دهنده ای برام داشت 
    نمیدونم چرا
    پاسخ:
    :) نمیدونم! مرسی که خوندی. 
    به نظر من باید پلاستیک‌تخم مرغارو از دستش میکشیدی میگرفتی بعد فرار میکردی!
    به هرحال تخم مرغه،کم چیزی نیس!^^
    +اون لحظه که دستشو‌ آورد بالا که از خیابون ردش کنی دلم رفت براش!:))
    پاسخ:
    :)) فکر کردید واسه چی اینکار را کردم؟ سلمونی رفتن هزینه داره!
    + من که مردم براش :) 
    چقدر قشنگ و تأثیرگذار ... 
    یاد سربازی افتادم که صبحا کمکم می کرد از خیابون رد شم .... 
    هنوزم میشه خوب بود (: 
    پاسخ:
    جدی؟ چه خوب!
    هنوز هم میشه حس خوب را تجربه کرد! 
    آدمای خوب همیشه هستن :)
    پاسخ:
    همه آدمها خوبن‌ :) 
    اگر همه ی ما روزی حداقل یک کار خوب انجام بدیم اونم بدون توقع، واقعا بدون توقع
    کم کم بذر خوبی پاشیده میشه...

    پاسخ:
    حال خودمون هم خوب میشه اونوقت! 
  • 🍁 غزاله زند
  • قشنگی کمک کردن به اینه که توقعِ پس گرفتنش رو نداشته باشیم :) 
    بنظرم مهربونی کنیم بهتر از اینه که نامردی کنیم...
    خدا که میبینه،همین کافیه.برای دلِ خودمون و خدا :) 
    پاسخ:
    بله :)
    میگن توی نیکی کن و در دجله اندازا :) 
  • آسـوکـآ آآ
  • شما خوب باشید شاید کافی نباشه
    اما حتما لازمه
    اینکه شما اون لحظه اونجا بودید
    دخترک هم بود
    خیابون هم بود
    و شما خودتون سمت خوبی رفتین
    خیلی ارزشمنده
    به نظرم وظیفه ست حتی
    اما خب خوبیا اینقدر کمرنگ شدن که من از دیدن انسانیت شما حالم خوب میشه :)
    کاش بیشتر تکرار شه . . .
    پاسخ:
    حال آدم خوب میشه، همین کافیه :)
    شاید من هم توقع جبران داشتم، همون حس خوب برام جبران بود. 
    امیدوارم....
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • "تو نیکی می کن و در دجله انداز"
    که چی نداره!
    پاسخ:
    :) بله، خیلی هم نباید توقع برگشت داشت! 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">