گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

خوش اومدین
گاه نگاری یا کرونولوژی علمی برای اختصاص رخدادها در تاریخ‌های دقیق وقوع آنهاست.
به عبارتی منظم کردن و چینش وقایع از ابتدا به انتها یا برعکس.
اما گاه نگاری من نه علمی است نه چینش خاصی دارد و فقط گاهی می نگارم!
با تشکر از ناردانه!

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

یزد

جمعه, ۱۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۵ ب.ظ

ساعت 5:30 بعد از ظهر از ابیانه به سمت یزد حرکت کردیم و بدون توقف تا یزد رفتیم، ساعت 10:30 شب بود که به یزد رسیدیم! ورودی جدید شهر یزد هم مثل سایر شهرهای کشورمان چندان جذاب نیست و چیز خاصی نداره، نه خبری از دروازه های دوران قاجار هست و نه هیچ چیز جدید و چشم نوازی؛فقط بافت جدید شهر و خیابان های عریض و طولانی.

 اما الماس کویر در دل این شهر نهفته، چیزی که هر بینده ای را محو خودش میکنه، آرامش کویر در دل این شهرِ!

هدف اول شام بود و هدف دوم پیدا کردن جایی برای ماندن! جاهایی که مدنظرم بود تماس گرفتم؛ یکیشون جای خالی نداشت، یکیشون قیمتش بالا بود! تا رسیدم به هتل بادگیر! یک خونه قدیمی و با صفای یزدی که رسپشن بسیار خوش اخلاق و مودبی داره، قیمت اتاق ها را پرسیدم و یک اتاق رزرو کردم. اولین ساندویچی شام خوردیم و رفتیم اقامتگاه!

بادگیر هتل

با گوگل مپ خیلی راحت پیداش کردم، یک کوچه دنج و با صفا، کنار یک پل!باد خنکی می وزید و صدای خنده چند تا دختر و پسر خارجی که تازه داشتن از بیرون برمیگشتن توی کوچه شنیده می شد. توی حیاطش هم فقط چند تا خارجی بودن! اعضای خانواده که سخت پسند هستن هم خوششون اومد! حتی از حمام و سرویس هایِ عمومی! وسایل ها را توی اتاق گذاشتیم و دوباره سوار ماشین شدیم تا به پیشنهاد من میدان امیرچخماق و بازارش را در شب ببینیم!

امیرچخماق

عکس ها هیچوقت نمیتونن لذت حضور در یک زمان و مکان خاص را نشون بدن، فقط میتونن زیبایی ها را نشون بدن، کاش میشد سرت را میکردی توی عکس و نفس میکشیدی، آسمان را میدیدی! یا توی عکس ها قدم میزدی!

امیر چخماق از تصوراتم جذاب تر بود و فضای دلنشینی داشت! خونه های قدیمی و بادگیر های اطراف واقعا زیبا بود.توی بازارش میتونین، صنایع دستی از قبیل ترمه، دستمال یزدی، ظروف مسی و ... را بخرین!

بعد از کمی چرخیدن و خرید، به هتل برگشتیم تا یا دوش دلچسب و استراحت، برای روز بعد آماده بشیم!

صبح با نوری که از کنار پرده سفیده پینجره می تابید و باد خنکی که از گوشه در های چوبی به داخل اتاق می خزید بیدار شدم! حیاط دیدنی بود!

بادگیر هتل

بعد از صرف صبحانۀ بوفه، از رسپشن و بچه هایی که اونجا بودن، پیشنهادهای جاهای دیدنی یزد را گرفتم، باغِ دولت آباد، موزه آب، مسجد جامع و ... دوباره وسایلها را جمع کردیم و حرکت کردیم.

باغ دولت آباد، اولین و نزدیکترین جا به هتل بود! خیلی شلوغ بود اما هنوز می شد از کنار حوض راه رفت و از دیدن باغ لذت برد!

باغ دولت آباد

بعد به سمت میدان امیرچخماق و موزه آب حرکت کردیم! خیابان اصلی خیلی شلوغ بود و از توی یکی از کوچه پس کوچه های زیبای یزد پارک کردیم و ادامه مسیر را پیاده رفتیم. کوچه ها! کوچه های یزد با کوچه های همه دنیا فرق، یک آرامشی توی این کوچه ها هست که مثلش کن پیدا میشه!

توی مسیر از مغازه های مختلف دیدن کردیم و کمی هم خرید کردیم! یزدی ها کاسب ها خوبی هستن، کیفیت توی مغازه ها حرف اول را میزنه و انصاف و قیمت ها هم خوبه! در مقایسه با تهران که هم جنس ها، هم آدمها تقلبی! هستن، یزد عالیه. کشک گاو و کشک گوسفند، تخمه آفتابگردان، آلوئه ورا! و شیرینی های حاج خلیفه شامل قطاب، باقلوا و لوزها و ...  بفرمایید لوز!

راستی فالوده یزدی را هم اصلا فراموش نکنید.

نفالوده یزدی

ادامه در پستِ بعد!


  • محمود بنائی

نظرات  (۱۴)

به به:) سفر به خیر:)))
پاسخ:
اینا هنوز ادامه سفر های عیده
  • ستاره جان
  • خوش به حالتان :)
    راستی خیلی گرم نیست؟ اذیت نمیشین؟ 
    پاسخ:
    اینا واسه عیده :) الان وحشتناک گرمه 
  • آقای سر به هوا ...
  • خیلی خوب بودن باید یه سفر برای عکاسی برم حتما !
    مخصوصا کویرش !
    پاسخ:
    حتما برو، واقعا دیدنی و دوست داشتنیه! قطعا از دریچه دوربین شما دیدنی تر هم میشه. 
  • بهارنارنج :)
  • این یزدی نیست دراصل کرمانیه:)))
    فالوده اصل یزد دونه نشاسته هاش اندازه قند اینی که اینجاس کرمانیه فقط کرمان روش ازین سیاها نمیریزن
    پاسخ:
    جدی؟ سبکش جالب بود، نشاسته را میریخت، روش هم شیره و یخ می ریخت با این دونه های تخم خرفه! کرمان هم جز مقصدهای بعدیه انشاله. 
  • کنت دراکولا
  • اتفاقا ماهم همین بعداز ظهر از یکی از روستاهای یزد اومدیم.بعد از یکماه!:))
    +چقدر میری سفر!
    پاسخ:
    یک ماه! چقدر خوب، گرم بود؟ 
    این ادامه همون سفرِ عیده! :) 
    سلام
    واقعا یزدی ها کاسب های بسیار منصف و تمیزی هستن مخصوصا در بخش شیرینی جات درسته
    حیف عمر سفر خیلی کوتاهه خیلی کوتاه...
    پاسخ:
    سلام
    بله، خیلی خوشم اومد از کیفیت اجناس! احترامِ به مشتری! 
    خیلی هم کوتاهه... :( کل این زندگی یک سفرِه! 
  • گمـــــــشده :)
  • همیشه به سفرر
    پاسخ:
    ممنون، شما هم همیشه به کوه و تفریح :) 
  • کنت دراکولا
  • نه ما چون توی روستا بودیم خنک بود.
    قم گرمه.اتیش میباره!!!
    پاسخ:
    قم هواش وحشتناکه، زمستون یخ میزنی، تابستون میسوزی! 
    همیشه به سفر و روزای خوش ^___^
    پاسخ:
    ممنون، همچنین :) 
  • مهندس رضا عباسی
  • سلام
    سفرنامه عالی ای بود
    راستی منم دقیقا اندازه شما 86 تا دنبال کننده دارم
    بیا همو دنبال کنیم تا دو تایی بشیم 87 تا نظرتون چیه؟
    :)
    پاسخ:
    سلام
    ممنون، کاش مفید باشه. 
    :) عجب! چشم. 
    یک ماه بعد...

    + فالوده یزدی رو دوست نداشتم :|
    پاسخ:
    شاید اونجا که شما خوردید خوب نبوده :) شاید این خوب زوده! شاید هم سلیقه هامون فرق داره :) 
    شاید
    شاید هم عدم علاقه بنده به فالوده بی تأثیر نبوده 😉
  • Shahtot 🍇🍇🍇
  • سلام با اجازه دنبال شدید 
    دوست داشتید دنبال کنید :)
    من چندین بار یزد رفتم ولی تاحالاجاهای گردشگریو نرفتم یزدهم خیلی به ما نزدیکه ولی خب نمیدونم |': چرا تاحالا چرا نرفتم
    پاسخ:
    هیچ وقت دیر نیست، حالا برید :) 
    همیشه اون چیزی که نزدیکه و آسون به دست میاد، بی ارزش میشه ولی خارجیها از اون سر دنیا میان ایران تا یزد را ببینن! 
    راستی این سفرنامه هم کامل نشد! 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">