گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

خوش اومدین
گاه نگاری یا کرونولوژی علمی برای اختصاص رخدادها در تاریخ‌های دقیق وقوع آنهاست.
به عبارتی منظم کردن و چینش وقایع از ابتدا به انتها یا برعکس.
اما گاه نگاری من نه علمی است نه چینش خاصی دارد و فقط گاهی می نگارم!
با تشکر از ناردانه!

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

سفر

يكشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۶، ۰۵:۵۰ ب.ظ

 

 

 

می خواستم یک سفرنامه بنویسم از چند روز سفر لذت بخش به دل کویر، اما دیدم این سفر  نکات و چیزهای جذاب تری هم برام داشته که قبلا نمیدونستم که در ادمه عرض میکنم خدمتون.

 

هفته قبل نزدیکهای نیمه شب آبجیم پیام داد! فردا شب خونه بچه ها دعوتی، همه هستن و نیای ناراحت میشن! (خدایی این آخریشو فکر کنم از خودش درمیاره)، گفتم از جانب من تشکر کن و بگو نمیام و احتمالا نیمه دوم تعطیلات هم چون برنامه ای برای سفر نداریم باز هم شب کار میمونم تا کمی استراحت کنم! از همین جا بازجویی شروع شد... چند دقیقه بعد پدرم پیام داد و ناچارا قبول کردم فردا به مهمانی بریم.

شبِ بعد، وقتی از مهمونی برگشتیم دیدم همه چیز جلوی دره و یک هندوانه هم روی سر اثاث های سفره! پدرم با لبخندی پیروزمندانه گفت همه چیز را برای سفر حاضر کردیم! رفتم توی اتاق و دیدم یک چیزی توی شارژه! هارد اکسترنال زبان بسته را بجای بانک شارژ! با ظرافت خاصی به شارژر زده بودن...

روزه بعد از یک برنامه ریزی دقیق کردیم برای سفر به این صورت ( تهران، کاشان، یزد، شاید اصفهان، تهران) صبحِ اول وقت نزدیک های ساعت دوازه حرکت کردیم و یک ساعت بعد برای ناهار توقف کردیم و متوجه شدم که کارتهای بانکی و گواهینامه مبارک در جیب شلوار مهمانی فرخنده شب گذشته جا مانده است. 

ساعت حدودا 17 بود که رسیدیم کاشان و با این برنامه ریزی دقیق مستقیم رفتیم باغ فین و بعد از حظ کردن فراوان، به سمت مسجد آقا بزرگ رفتیم، هیچ تصوری از زیبایی این بنا در شب نداشتم و همگی فی الواقع کف کردیم از جذابیت این بنا و بعد چشممان افتاد به آن گنبد جذاب کناری و کیف کنان از لابلای کوچه ها راهی بنای خواجه تاج الدین شدیم.

خدایی به همه چیز فکر میکردم جز اینکه شب اونجا بخوابیم. بعد از اینکه پدرم با متصدی اونجا صحبت کرده بود، با مبلغی اندک کلید سوییت کنار بنا را به ما داد. ( به آبجیم گفتم خدا به دادمون برسه، من دیگه هتل شبی صدتومانی هم بگیرم، مامان میگه اوه چه خبره؟ و همینطور هم شد)

یکی از نکاتی که گفتم نمیدونستم و عرض میکنم خدمتتون این بود که درسته کویر روزهاش گرمه اما شب هاش از سرما استخوان هاتون میترکه و صبح مجبورید روی کیسه آبگرم بشینین بلکه یختون باز بشه پس به سیستم گرمایشی مکانی که برای اقامت در شب انتخاب میکنید کاملا دقت کنید.

خب این از روز اول سفر... 

+موسیقی بالا : سفر ، از آلبوم هیاهوی سکوت اثر رضا روحانی

  • محمود بنائی

نظرات  (۹)

یعنی منتظر روزهای بعدی سفر هم باشیم؟؟
ماشالا روز اولی تا این حد خوش گذشته معلومه بقیه اش هم خوب بوده ..
فقط یه چیزی کارت بانک نبردین، شیک و مجلسی بابا براتون خرج کردن آره؟؟ :))
پاسخ:
بله امیدوارم مثل هند نشه! 
نه یک کارت بانک خالی از خواهرم گرفتم، برام پول ریختن و... 
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • خیلی دوست دارم یه سفر به یزد داشته باشم!
    همیشه حس میکنم کوه و کویر یک نقطه اشتراکی باید داشته باشند!
    همیشه به خوشی و سفر!
    پاسخ:
    انشاله، سه روز زمان هم کفایت میکنه برای دیدن کامل این شهر! 
    ممنون، همچنین. 
    من کویرو خیلی دوس دارم...مخصوصا شباشو که آسمون پر از ستاره ست...معرکه اس... من کلا دیوونه ی آسمونم :)
    همیشه شاد باشید :)
    پاسخ:
    دقیقا، شبهای کویر عالیه.  من هم مخصوصا وقتی یک دنباله دار از جلوم رد شد کیف کردم :) 
    همچنین شما. 
    چه آهنگ خووووبی!
    آدم دلش میخواد تو حیاط یه خونه ی قدیمی که پنجره هاش رنگیه باشه،دستاشو باز کنه و چشماشو ببنده و کنار حوض ماهی دور خودش بچرخه...

    هارداکسترنال عالی بود!!:)))

    متاسفانه تو موارد نامبرده شده فقط اصفهانو رفتم که اونم بدون خونواده بود و دلچسبی خاص سفر خونوادگی رو نداشت!یعنی دراین حد بگم که بادی هم از کنار من به مقصد کاشان و یزد نگذشته!
    نمیشه عکسم بذارین؟!چون ندیدم فقط دارم تصور میکنم!!:)

    دلم کویر خواست!ولی خب تضمین نمیکنم اگه رفتم اونجا و شازده کوچولو نیومد سراغم از غصه دق نکنم!!

    +از خواهرتون کارت بانک خالی گرفتین؟!😀چرا انقد مجهزه خواهرتون؟!:))))
    پاسخ:
    گوشهاتون خوب میشنوه :) 
    یک کم خطرناکه، توصیه نمیکنم. 
    بله، بله،  دیشب میخواستم عکس هم بزارم،  اما فرصت نشد،  واسه همین توی یک پست جداگانه میگذارم. 
    بقول شهاب حسینی "خانم کویر"  هم حتما دلش میخواد میزبان شما باشه. 
    + عواقب خبرنگاری و کار کردن در جاهای مختلفه، :))  کلا همیشه،  85 درصد وسیله ها تجهیزات ایشونه. 
  • گمـــــــشده :)
  • خخخخخخخخخخ
    همیشه به شادی و سفر
    برنامه ریزی دقیق تون یه چیزی بود تو مایه های برنامه ریزی دقیق ما
    به خصوص تایم حرکتش
    :))))))))
    پاسخ:
    همچنین شما :) 
    اصلا خانواده های ایرانی معمولا همینن،  هدف رفتنه :) دیگه بقیه اش مهم نیست. 
  • آقای سر به هوا ...
  • پاور بانک عالی بود :))))
    پاسخ:
    :)))  بله. 
    سلام 
    خوشگذشته انگار :))))

    کویر بودم ..شیفته ی آسمون شبشم :)

    مهمانی فرخنده :)))) باحال بود سفره و خاطره هاش :)
    پاسخ:
    سلام 
    جای شما سبز :)) 

  • مصطفی فتاحی اردکانی
  • دیدی چه حالی داریم ما تو کویر
    پاسخ:
    به به چه حالی :)
    هارد اکسترنال :D
    پاسخ:
    بله هارد اکسترنال، (صدای گریه حضار) 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">