گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

خوش اومدین
گاه نگاری یا کرونولوژی علمی برای اختصاص رخدادها در تاریخ‌های دقیق وقوع آنهاست.
به عبارتی منظم کردن و چینش وقایع از ابتدا به انتها یا برعکس.
اما گاه نگاری من نه علمی است نه چینش خاصی دارد و فقط گاهی می نگارم!
با تشکر از ناردانه!

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

لتیان

جمعه, ۲۰ آذر ۱۳۹۴، ۱۱:۴۲ ب.ظ
سد لتیان
نزدیک های ظهر بود و از ماجراهای این چند روزه همه دلسرد شده و توی خودشون بودن و برعکس بقیه من میخواستم از تنها تعطیلیم نهایت استفاده را بکنم.خواهرم را صدا زدم و گفتم ناهار امروز را باید بیرون بخوریم مادرم فوری زیر لب گفت امروز 28 صفره خوبیت نداره و پدر هم پیشنهاد داد بریم بهشت زهرا! (خوب آخه کی میره بهشت زهرا ناهار بخوره؟) برای اولین بار توی این مدتی که ایرانه گفتم پدرجان یک روز دیگه برید اونجا امروز بریم سمت دماوند و امامزاده هاشم، نقشه را برداشتم مسیر را مشخص کردم و وسایل را گذاشتیم عقب ماشین.
بعد از نماز ظهر حرکت کردیم، رادیو که کلا عزادار بود، فلش خواهرم هم از رادیو عزادارتر واسه همین قبل از اینکه پدرم از غصه پرتمون کنه توی دره ضبط را خاموش کردم.
بزرگراه آزادگان، بسیج، بعثت، رودهن، جاجرود، بومهن،... ترافیک!
پدرم که از اول به دلش نبود بریم اونجا تا به ترافیک جاده هراز خوردیم و بی میلی مادرم را دید از فرصت استفاده کرد و اولین دور برگردان را دور زد و گفت تا اونجا یک ساعت راهه با این ترافیک، انشاله یک روز دیگه (1-1). برگشتیم سمت تهران، تقریبا دیگه ناراحتی از گوشام داشت میزد بیرون و برای اینکه خودم را نخورم چیپس سرکه نمکی پایین پام را برداشتم و با غضب مشغول خوردن شدم  پدرم هم که میخواست من را اذیت کنه یک دستش به فرمان بود یک دستش توی پاکت چیپس و رفتیم تا رسیدیم جاجرود ( همونجا که شاعر میگه: "تو را با رقیب من دیده اند تو جاجرود..." ) که یکدفعه یک تابلوی جادوئی جلوی چشمهامون ظاهر شد، به سمت سد لتیان! یک خیابان سرد و ساکت و خلوت که معمولی تر از هر خیابانی بود؛ مثل توی فیلم ها! پیچیدیم توی خیابون و رفتیم و باز رفتیم تا جاده زیبایی های خودش را نشون داد، به نظرم بد نبود و کمی از غضبم کاسته شد تا از پشت حصار های کنار جاده گوشه هایی از سد لتیان پیدا شد و کم کم دهان همه مان باز شد، زیبا تر از هر چیزی بود که تا به حال دیده بودیم. خیلی اتفاقی سر از یکی از زیباترین و خوش آب و هواترین جاذبه های گردشگری تهران در آوردیم، هوا سرد بود خیلی سرد ولی کنار آتشی که یک خانواده به پا کرده بود ایستادیم و یک زوج جوان هم به ما اضافه شدن، پسر جوان شوق داشت تا نامزدش را گرم کند و خودی نشان دهد ما هم از آتش این عشق کمی گرم شدیم.
  • محمود بنائی

نظرات  (۱۶)

آره واقعا سد لتیان عالی بود:)

من یه بار رفتم :/

پاسخ:
فقط حیف که خیلی سرد بود! 
به به عجب روز تعطیل باحالی
تعطیلی های اینچنینم آرزوست
تعطیلی های اینچنین تان مستدام
پاسخ:
ممنون جای شما سبز.
 انشاله فقط کافیه یک نصفه روز وقت بگذارید.
  • ضیاء شیخ الاسلامی
  • عالی ☺
    پاسخ:
    :) جای شمام خالی!
    رادیو که کلا عزادار بود ، فلش خواهرم هم از رادیو عزادارتر
    خیلی خندیدم نمیدونم چرا!!!

    الحمدلله که خوش گذشته
    همیشه به خوشی از نوع غیر منتظره ش ان شاء الله
    پاسخ:
    نمیدونین چه غمگین بود که!
    ممنون همچنین شما!
  • مصطفی فتاحی اردکانی
  • چه حالی داری مهندس 
    تعطیلی بگیر تو خونه بخواب
    پاسخ:
    تعطیلی هم بخوابیم دیگه کی زندگی کنیم برادر؟
    وای خــدا 0___o چقدر قشنگه ....من حتی اسمش رو هم نشنیده بودم
    پاسخ:
    من شنیده بودم ولی فکر نمیکردم واقعا به این قشنگی باشه، شبیه نقاشی های باب راس بود.
    منظره بسیار زیبایی بود :) خوب شد که مستقیم برنگشتید خانه، آن طوری آدم خیلی غصه دار می شود
    پاسخ:
    ممنون؛ واقعا خوب شد :)

    این عکسی که گذاشتید منو یاد همونجایی میندازه که دقیقا مثل جریان شما و خانواده کشفش کردیم .

    یه جای پر از آرامش:))

    پاسخ:
    شمال که همه اش قشنگه و همه جاش دیدنیه.
  • گمـــــــشده :)
  • خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ..
    خیلی باحال بود مهندس...کیف کردم از خواندنش..
    همیشه خوش باشید و مانا
    پاسخ:
    :) خواهش میکنم همچنین.
    چه قشنگ... عجبا که همچین جاهایی هم اطراف تهران هست!

    قسمت بشه برگردیم و این سد زیبا و منظره ی دل انگیزش رو از نزدیک ببینیم.

    پاسخ:
    بله انشاله حتما برگردین و ببینید.
    آخیییی سد لتیان 4 سال پیش عید رفتم :) 
    امامزاده هاشمم عکسشو دارم 4 سال پیش عید
    ویلای اون طرف سد لتیان رو 
    مامان راست میگه 28 صفر باید بشینی خونه فقط نذری های رنگا وارنگ برا یه هفته جمع آوری کنی :)
    پاسخ:
    بله میگن کاخ شاه بوده!
    چشم سال بعد :)
    اینجا تهرانه؟! چقدرررررر قشنگه...
    پاسخ:
    بله، واقعا قشنگ بود، جای شما خالی.
    سلام در حال خواندن پستتون هستیم 
    اولش فکر کردم رفین خارج : )
    پاسخ:
    سلام
    نه ایرانه، چطوری هم پست میخونید هم کامنت میدین؟ :)
    عه تهرون خومونه که خدایی جایی بس قشنگه ..این نوشتتون مثل فیلم هارو خوب اومدین : )

    پاسخ:
    :) بله تهران خودمونه.
  • آوو کادو
  • بسیار عالی :-)
    بسیار عالی. چه تعطیلی خوبی بود

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">