گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

خوش اومدین
گاه نگاری یا کرونولوژی علمی برای اختصاص رخدادها در تاریخ‌های دقیق وقوع آنهاست.
به عبارتی منظم کردن و چینش وقایع از ابتدا به انتها یا برعکس.
اما گاه نگاری من نه علمی است نه چینش خاصی دارد و فقط گاهی می نگارم!
با تشکر از ناردانه!

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

تصادف قسمت اول

سه شنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۴، ۰۵:۳۴ ب.ظ

میدونستم که شب کارخونه تولید نیست و میتونم هم والیبال ایران و چین را ببینم هم یک کتاب بخونم و تا صبح یلالی تلالی کنم، کوله ام را پرکرده بودم از خوراکی و کتاب، انگار با جت شخصی ام دارم میرم هنالولو تعطیلات و باز خلبان آقا سروش منتظر مونده بود تا بیام.

سوار موتور شدیم و خیلی آرتیستی پیچیدیم توی کوچه و از جلوی همسایه ها رد شدیم و باز آقا سروش ژستی میگرفت که همه فکر میکردن داریم میریم سازمان انرژی اتمی نه کارخانه سگمنت سازی. وارد خیابان اصلی شدیم که خوردیم به ترافیک اما چون ما سوپر من هستیم و بقیه آدم معمولی به راحتی داشتیم از ترافیک میشدیم که...! عامل ترافیک را پیدا کردیم؛ خراب شدن ماشین یک مادر و فرزند باعث تحدید نسل انسان ها شده بود و ما هم چون سوپرمن هستیم نتوانستیم بی تفاوت باشیم و موتور جادوئیمون را کنار خیابان ( کنارِ وسطِ خیابان ) پارک کردیم و برای برای نجات بشریت دست به کار شدیم. ماشین را هول دادیم و بعد هم آقا سروش با صدای آلن دولون از اون خانوم خواست تا کاپوت را بزنه و وقتی اشاره کرد با یک تک استارت ماشین را روشن کنه اما این اشاره همانا و انواع تک استارت، دوبل استارت، استارت ممتد، استارت از جناحین و... همانا.

چون اون خانوم بلد نبود تک استارت بزنه مجبور شدیم به حال خودش رهاش کنیم و سوار موتور جادوئیمون بشیم تا به موقع به کارمون برسیم. چند ثانیه بعد پشت موتور...

- .....صدای باد شدید( من داشتم فکر میکردم برای همین دیالوگ نداشتم )

دیگه دیر شده بود وگرنه درست کردنش یک ربع بیشتر طول نمیکشید

- .... ( همچنان دارم فکر میکنم)

دیگه زنگ بزن شوهره...

- ..... آاا ( دیگه مطمئن شده بودم که میخوریم عقب اون پراید ولی برای هشدار دیر شده بود )

بووووم (عین توی فیلم ها چند ثانیه ای توی هوا پرواز کردیم )


  • محمود بنائی

نظرات  (۱۰)

خسته نباشید سوپر من!

+حالا آخر چی شد ماشینشون؟!
پاسخ:
اونو که روشن نشد دیگه همونجا موند، تعمیرکار هم نزدیک بود.
  • مهدی مهدوی
  • لایک.
    پاسخ:
    :)
    مهندس الان حالت چطوره؟
    ولی بهترین والیبال عمرتو از دست دادی!!!
    پاسخ:
    خوبم خدا را شکر.
    حیف شد بازی بعدیشو هم که باخت.
    :))))

    خوب هستید که ان شاء الله؟
    پاسخ:
    :) بله الحمدلله.
    ای وای :||| :(

    چیزیتون هم شد ؟!
    پاسخ:
    بله ولی به خیر گذشت، توی قسمت بعد مینویسم.
  • مصطفی فتاحی اردکانی
  • سلام

    این تصادف همون تصادف پست قبلی است؟
    پاسخ:
    سلام :) نه این جدیدتر بود.
    سلام آقای مهندس
    بعد عمری اومدیم دیدیم عجب پست نگران کننده ای
    حالا حالتون چطوره ؟
    پاسخ:
    سلام
    ممنون خوبم.
  • گمـــــــشده :)
  • بعدشم مینوشتین خب..:/
    پاسخ:
    نوشتیم :)
  • مصطفی فتاحی اردکانی
  • مواظب باش مهندس 
    پاسخ:
    چشم ممنون :)
    من وقتی به ته پست رسیدم داشتم میخندیدم! اصن حواسم نبود نگران شم!! :دی
    آیا سالمی؟!!
    پاسخ:
    بله خدا را شکر با چند هفته استراحت درست میشه انشاله.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">