گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

خوش اومدین
گاه نگاری یا کرونولوژی علمی برای اختصاص رخدادها در تاریخ‌های دقیق وقوع آنهاست.
به عبارتی منظم کردن و چینش وقایع از ابتدا به انتها یا برعکس.
اما گاه نگاری من نه علمی است نه چینش خاصی دارد و فقط گاهی می نگارم!
با تشکر از ناردانه!

پیام های کوتاه
بایگانی
پربیننده ترین مطالب

وطن یعنی...

شنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۱۹ ب.ظ

دم غروب بود و بعد از اون بارون طولانی، کل زمین  کارگاه گلی شده بود، نیم ساعتی بود که کار تعطیل شده بود و توی کانکس داشتم کارهامو مرتب میکردم، همه رفته بودن و فقط کارگرهایی که شب میمونن توی محوطه بودن، دو تا پلاستیک کشیدم روی کفش هام و گره زدم تا گلی نشن و از در اومدم بیرون، دیدم رسول روی دوپا نشسته لب کانال و از روی زمین  ریگ ها را جمع میکرد وپرت میکرد توی کانال، گوشیم را از جیبم بیرون آوردم تا ازش عکس بگیرم که متوجه حضورم شد و کمی خودش را جمع و جور کرد. جلو رفتم و پرسیدم رسول، چرا اینجا نشستی؟ حوصله ات سر رفته؟

شونه هاشو بالا انداختو و با لبخند همیشگی اش گفت آره!

چند وقته خونه نرفتی؟

-پنج ساله!

پنج ساله خونه نرفتی؟ از وقتی که اومدی ایران نرفتی؟

دوباره حرفهامو به نشونه تایید تکرار میکرد.

دلت تنگ نشده؟

با حسرت سرش را چرخوند و نگام کرد و گفت دل آدم مگه تنگ نمیشه؟ 

چه سوال احمقانه ای بود، راست میگفت دل آدم مگه تنگ نمیشه!

گفتم کفش جدیدهامو دیدی؟ ( همون پلاستیک ها که کشیده بودم روی کفشم) فقط اینجاهاش خوب آب بندی نشده باید بریم کارگاه یک خال جوش بزنی اینجارو.

هر دو تامون خندیدیم و گفت چشم مهندس بریم کارگاه همین الان برات جوش بدم.

پرسیدم خوب کی برمیگردی؟

پرت شد تو رویا! -دو ماه دیگه، بعد از عید حتما میرم خونه.

رسول وقتی اومدی چند سالت بود ؟

-خیلی بچه بودم مهندس، هنوز ریش در نیاورده بودم.( نمی تونست سالها را جمع و منها کنه توی ذهنش) پرسیدم الان چند سالته؟ -بیست سالمه!

یعنی وقتی اومدی پانزده سالت بود! 

-آره.

الان بعد از پنج سال چهار نفر زیر دستت دارن کار میکنن! 

-آره! مهندس شما شب میری خونه؟

آره

-چقدر راهه؟ 

یک ساعت و نیمی راهه تا برسم...!

پا شد ایستاد؛ - ولی خوبه که میری خونه مهندس، هیچ جا خونه خود آدم نمیشه... خیلی از دوستامون آلمان و فرانسه و دبی و... کار میکنن، میگن خیلی قشنگه، خیلی تمیزه ولی باز خونه نمیشه!

لبخند زدم و گفتم آره، انشاله تو هم بعد از عید دست پر میری ( میدونستم که هنوز یک ریال هم اینجا دستمزد نگرفتن، فقط خورد و خوراک)

-انشاله.

نمیدونم دیگه چیا گفتیم ولی فهمیدم که خیلی ناشکریم و خیلی...

  • محمود بنائی

نظرات  (۱۳)

با سلام
خواندن مطلبی با عنوان پشت پرده ولنتاین خالی از لطف نیست
یا حق!
سلام
زیبا بود
ولی مهندس باید قبول کنیم دیگه وطن رنگ و بوی وطنو نمیده ...!!!
پاسخ:
سلام شاید رنگ و بوی قدیم را نده ولی خیلی چیزها هنوز همونه!
سلام
طفلکی رسول...! :((
امیدوارم یه طوری شه که بنده خداها دلشون یکم شاد و خوش شه،حالا برن خونه، دستمزدِ خوب بگیرن، یا اصن هرچـــــــی؛فقط یه خنده ی از ته دل بکنن ان شا الله.
پاسخ:
سلام 
انشاله. کار زیادی از دستم برنمیاد ولی چشمهامو هم نمیبندم، یعنی نمیتونم ببندم.
چه بد :(
یه چیزایی هست برا ما عادی ِ برا یه سری حسرت

ان شاء الله بتونه دست پر برگرده
ان شاء الله بتونن دست پر برگردن
پاسخ:
بله!
انشاله که همین طور میشه.
  • گمـــــــشده :)
  • خیلی دلگیر بود این پست...
    پاسخ:
    زندگی همینه.
  • مهندس بهشت
  • خدایا شکرت
    سخته وطن یعنی جون ادم
    پاسخ:
    وطن...! واقعا شکر.
  • بــُگــذار گـمنــامـ بمـــانـَـم
  • چه درد ناک

  • ** فرکانس **
  • به قول یکی ار اساتید...

    بوی دیوار های شیراز مرا از فرانسه کشاند ایران.... وطنم ایران
    پاسخ:
    البته شیراز عطر گل و بهار نارنجش جذاب تره :)
    کاش قدر بدونیم سالهای بودنمون در کنار خانواده رو.
    پاسخ:
    کاش...
    گاهی باران همه ی دغدغه اش باغچه نیست...
    گاهی از غصه تنها شدنش میبارد ...!!!  
  • کلاه قرمزی :) ..
  • سیلام خوفی؟
    چیخبره؟؟؟؟!!
    وطن یعنی و ط ن 
    :-) 
    پاسخ:
    سلام ممنون :)
    خبری نیست
    سلام 
    پس بالاخره به سلامتی کار پیدا کردید..
    تبریک میگم
    موفق باشید..
    پاسخ:
    سلام 
    ممنونم، شما هم موفق باشید.
    حتی اگه بدترین جای دنیا هم باشه
    اینجا خاکش نمک گیر میکنه آدمو

    عاشقتم وطن...

    ممنونم از متن خوبتون

    پاسخ:
    خواهش میکنم، ممنون از حضورتون.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">