گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

گاه نگاری های یک مهندس

اینجا از هر دری مینویسم، علایقم، سلایقم، روزمرگی هایم، شادی هایم و دلتنگی هایم

خوش اومدین
گاه نگاری یا کرونولوژی علمی برای اختصاص رخدادها در تاریخ‌های دقیق وقوع آنهاست.
به عبارتی منظم کردن و چینش وقایع از ابتدا به انتها یا برعکس.
اما گاه نگاری من نه علمی است نه چینش خاصی دارد و فقط گاهی می نگارم!
با تشکر از ناردانه!

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

من و شعر

سه شنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۳، ۰۴:۱۲ ب.ظ

هیچوقت شعر حفظ ام خوب نبود و فکر میکنم به جز شعر یک توپ دارم قلقلیه موفق به حفظ کامل شعر دیگه ای نشدم ولی همیشه از شعرهای مغزدار خوشم میومد و یک جورایی جذبشون میشدم و سعی میکردم جایی یاد داشت کنم تا یادم نره! اما این وسط حضرت حافظ همیشه شعرهاش یک قشنگی دارن به شرطی که یک شخص متخصص باشه که درست بخونه و یا مفهوم شعر را برات بگه. چند شب پیش جذب این بیت شدم:

با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام

نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش

( به اون ضربه ای که به ساز چنگ میزنن تا به صدا بیاد زخم میگن)


  • محمود بنائی

نظرات  (۱۴)

  • آقای میم عین
  • خدایش بیامرزد جناب حافظ را ...
    منم اتفاقاً همین امشب این بیت شعر از تی وی شنیدم که خیلی خوشم اومد:

    اظهار عجز پیش ستمگر ز ابلهی است
    اشک کباب موجب طغیان آتش است

    @ اشک کباب منظور همون آبی هست که هنگام کباب کردن گوشت به روی آتش می چکه!




    پاسخ:
    خیلی قشنگ بود.
  • ❀◕ ‿ ◕❀ zizigolu
  • آنکه بی باده کند حال مرا مست،کجاست؟

    +برعکس من،دبیرستان بودم،زنگ رو زدن که بریم امتحان نوبت اول بریم نمیدونستم باید شعر حفظ میکردیم...همون لحظه تمامشو حفظ کردم!
    تازه نمره کامل شعر حفظی رو هم گرفتم:))

    پاسخ:
    جلو آینه بایستین میبیندش :)
    واقعا؟ عجب حافظه ای احسنت.
  • بنای با ثوات
  • منم هیچ وقت از شعر خوشم نیومده....و هیچ وقت نتونستم حفظ کنم شعری رو.
    ولی گاهی برحسب شرایط بعشی شعرا خیلی می چسبه..
    پاسخ:
    همین الان یک آمار بگیریم مشخص میشه مهندسها شعر حفظشون خوب نیست کلا :)
    و اما شرایط! مثل شعر سهراب با صدای خسرو شکیبایی؟
    یه کم یه کوچولو قرابت معنایی داره با پست قبل

    + خیلی شعر دوس دارم
    زود هم حفظ میشم معمولاً
    پاسخ:
    احسنت تنها کسی که به این نکته دقت کرد شما بودین :)
    اگر اصفهان باشی و کنار زاینده رود و سی و سه پل و به شعر علاقه نداشته باشی جای تعجبه! :)
    در جمع ادیبان سخن زدن روا نیس ..و اما زنگ ادبیات بهترین زنگ های من بوده ..و اما شعر حفظ کردن اصولا 

    دبیرستان رو میگم وقتی کتابامو میگرفتم بعداز جلد کردنشون ..میشستم حفظ میکردم و تا پایان سال یادم بود و موقع امتان هیچ نگرانی نداشتم :)

    ولی خداایی دارم میگم از عروض قافیه دل خوشی نداشتم ..البته این حرفو بچه های علوم انسانی خوب متوجه میشن :)
    پاسخ:
    زنگ ادبیات را دوست داشتم تا وقتی شعر حفظ نمیپرسیدن :)
    عجب حوصله ای :) کارهای عجیب میکنین.
  • مهندس بهشت
  • منم خیلی نمیتونم شعر حفط کنم حافظه یاری نمیده
    پاسخ:
    عادیه، خصوصیت مهندس هاست :)
    با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام
    این کار از هرکسی برنمیاد!!!

    پاسخ:
    واقعا! اما مادرها استثنا هستن، درسته؟
    این بیت این روزها خیلی حال مرا خوش کرد.

    ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم
    با پادشاه بگو که روزی مقرر است....
    پاسخ:
    الحمدلله، پس حتما بیشتر شعر بخونید :)
    عالی بود.
    مقدر است
    شعر به نظر من فوق العادس

    این شعرو خیلی دوست دارم:

    ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
    در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

    آه از دمی که تنها، با داغ او چو لاله
    در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد

    امشب صدای تیشه از بیستون نیامد
    شاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد

    خونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا
    صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد

    از آه دردناکی سازم خبر دلت را
    وقتی که کوه صبرم بر باد رفته باشد

    رحم است بر اسیری کز گرد دام زلفت؟
    با صد امیدواری ناشاد رفته باشد

    شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی
    گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد

    پرشور از "حزین" است امروزکوه و صحرا
    مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد

    پاسخ:
    این شعر خیلی قشنگه و واقعا وای بر اثیری که از یاد رفته باشه.
  • بنای با ثوات
  • اونم به شرایط بستگی داره...شرایط به شعر سهراب بخوره...شعر سهرابو می پسندم..
    به شعر حافظ...می شه حافظ..
    به صدای شکیبایی بخوره...میریم سروقت اون..
    تازه اینا رو من نمی رم سروقتشون...یکی باید بدونه شرایط من چه شکلیه..برام بخونه..:))
    پاسخ:
    خیلی هم عالی پس شعر مهم نیست شرایط مهمه :) البته شما روی ما شیرازیها را سفید کردید :)
    سلام
    اگر روزی عاشق بشید؛ و معشوقتون براتون شعر عاشقونه ای بخونه
    اونم معشوقی که زرنگ باشه لعنتی و بدونه کی باید اونو بخونه...
    شعری که خوند رو حفظ میکنید که هیچ...
    اون شعر هرجا به گوشتون بخوره دیوانه میشید رسما بازم هیچ...
    شاعر میشید و اهل شعر ناخود آگاه!
    مخصوصا شعرایی که حس و حالتونو خوب بیان کنه!
    +اینجانب یک فقره مهندس اهل شعرم ^__^
    بععععله...
    ++برگشتیم.

  • خانوم میم
  • دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس 
    که چنان زاو شده ام بی سر و سامان که مپرس
    کس به امید وفا ترک دل و دین مکند
    که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس...

    این جز اولین بیتاییه که از حافظ به یاد دارم...
    وجز چندتا بیت دیگه چیز زیادی حفظ نیستم... البته اونا هم از حافظ عزیز هستن... :)
    پاسخ:
    خیلی خوب بود البته کاش هیچوقت هیچکس از کرده خودش پشیمون نشه.
  • ❀◕ ‿ ◕❀ zizigolu
  • اسیر...نه اثیر! :))))))))))))))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">